گنبد ساختن
مترادفها
گنبدگون کردن
متضادها
تخریب کردن، ویران کردن
لغت نامه دهخدا
گنبد ساختن. [ گُم ْ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از سرین خود برداشتن برای فعل بد. ( غیاث ) ( آنندراج ):
فرداست که بهر یک لب نان پسرت
گنبد سازد به صنعت چارمنار.ملاطغرا ( از آنندراج ).
جمله سازی با گنبد ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساختن سقفهای گنبدی و شکلهای ویژه با فوم، راحتتر از چوب است. گذشته از دیوارها و سقف، عایقهای گرمایی که در خانهها استفاده میشوند از جنس فوم پلیاورتان هستند. رزین پلیاورتان نیز بهدلیل ساختار یکپارچه و مقاومت در برابر آب، در تولید کفپوشها کاربرد دارد. بخش میانی برخی از تختههای موجسواری از فوم سخت قالبگیری میشود و پس از آنکه به شکل ویژهای درمیآید، با یک پوشش فایبرگلاس و رزین پلیاستری پوشانده میشود. بدنهٔ برخی از قایقها نیز از فوم پلیاورتان سخت تهیه میشود که میان لایههای فایبرگلاس ساندویچ شدهاست. این فوم، مقاوم و شناور بودن قایقها را تأمین میکند.
💡 مهندسان معماری برای طراحی بناهای تاریخی، باید دانش بسیار زیادی در مورد روشهای سنتی و جدید مربوط به فرآیند پیچیده گنبد ساختن داشته باشند.
💡 در دوران باستان، استفاده از تکنیکهای مهندسی پیشرفته برای گنبد ساختن در مساجد بزرگ، نشاندهنده قدرت و دانش بالای معماران آن زمانهای دور بود.
💡 برای تکمیل پروژه ساخت این بنای مذهبی، تیم متخصص باید با دقت بسیار زیاد و با استفاده از مواد مرغوب به گنبد ساختن مشغول شوند.