لغت نامه دهخدا
گلدار شدن. [ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) داغدار شدن.( آنندراج ). دارای گل شدن. صاحب گل شدن:
زنهار که از عیب کسان چشم بپوش
حیف است که این آینه گلدار شود.جلالای کاشی ( از آنندراج ).
گلدار شدن. [ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) داغدار شدن.( آنندراج ). دارای گل شدن. صاحب گل شدن:
زنهار که از عیب کسان چشم بپوش
حیف است که این آینه گلدار شود.جلالای کاشی ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۴–۲ گرم از سرشاخههای گلدار را با حدود یک لیوان آب به مدت ۱۰ دقیقه جوشانده و صاف کرده و پس از سرد شدن، یک تا سه بار در روز میل شود (با نبات یا عسل).
💡 دولپهایها، یکی از دو طبقهبندی گیاهان گلدار، با ریشهٔ عمودی، که ریشهٔ اصلی تشکیل شده از بزرگ شدن ریشهچهٔ حاصل از دانه است، شروع میکنند. ریشهٔ عمودی میتواند در سراسر زندگی گیاه دائمی باشد، اما در بیشتر مواقع بعدها با رشد و توسعهٔ گیاه با سیستم ریشهٔ فیبری جایگزین میشود. یک ریشهٔ عمودی دائمی زمانی تشکیل میشود که ریشهچه