لغت نامه دهخدا
گل مصری. [ گ ِ ل ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بعربی طین مصری خوانند. برای طلا کردن بر بدن مستسقی بغایت نافع است. ( برهان ) ( آنندراج ).
گل مصری. [ گ ِ ل ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بعربی طین مصری خوانند. برای طلا کردن بر بدن مستسقی بغایت نافع است. ( برهان ) ( آنندراج ).
بعربی طین مصری برای طلا کردن بریدن مستسقی بغایت نافع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز باد صبحدم بویت دلم بشنید و گفت آمد نسیم یوسف مصری سوی یعقوب کنعانی
💡 ۱۹۳۰ فرانسه: غواصان با استفاده از وت سوتهای یک اتمسفری غواص ی گنجینهای مصری را از عمق ۱۳۰ متری بالا کشیدند.
💡 امروز در قلمرو خواری کشان توست آن را که مصریان به عزیزی خریدهاند
💡 بیا بیپرده در بازار مصر و چهرهای بنما پشیمان کن ز کار یوسف مصری خریداران
💡 در تفاوتهای مربوط به چگونگی آوایِش میتوان به چگونگی آوایِش حرف /ق/ اشاره نمود که در لهجه بادیهنشینان و عراقیها /گ/، در لهجه مصری و سوریه /ء/ و در لهجه فلسطینی /ک/ تلفظ میشود.
💡 واژه 'دشرت' در زبان مصری نوشته شده بر هیروگلیفها به معنای «قرمز» بوده و دشرت حالت شناسه آن را داشته و اشاره به تاج سرخ میکرده است.