لغت نامه دهخدا
پر و بال داشتن. [ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از زور و قوت و قدرت داشتن باشد. ( برهان قاطع ).
پر و بال داشتن. [ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از زور و قوت و قدرت داشتن باشد. ( برهان قاطع ).
( مصدر ) زور و قوت و قدرت داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دلم از تو غرق خون دیده اشکبار هم بی تو ز اشک لاله گون چهره پر و کنار هم
💡 آمد به نشان تیر تو چندان که تو گویی در زیر پر و بال عقاب است دل ما
💡 نسوخت هر که درین ره نفس، نمی داند که سوختن پر و بال است جان سوخته را
💡 غالب آنست که مرغی چو به دامی افتاد تا به جایی نرود بی پر و بالش دارند
💡 دختری که بهطور حرفهای به ورزش موج سواری میپردازد و طرفدار پر و پاقرص این ورزش است، با یک بازیکن فوتبال آشنا شده و طولی نمیکشد که عاشق او میشود…
💡 چو پر و بال کبوتر هنر شاعریام تا به کوی تو رسد بال و پر آورده برون