لغت نامه دهخدا
شش قاب. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح قمار ) بازی شش پژول. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شش پژول و شش تا شود.
شش قاب. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح قمار ) بازی شش پژول. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شش پژول و شش تا شود.
بازی شش پژول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر یکبار گویی بنده ی من رود تا قاب قوسین خنده ی من
💡 هر چه از قاب گوید و قوسین از خم ابروان او گوید
💡 قاب قوسین از میانه طرح کن منصب عالی او ادنی بجو
💡 چو بر براق سفر کرد در شب معراج بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی
💡 شرف قاب از آن نقاب فزود رفعت عرش زینت تو ربود
💡 بر عزم قاب قوسین اندر دمی لطیف چون تیر برگذشته ز افلاکِ چنبری