لغت نامه دهخدا
جلدگر. [ ج ِ گ َ ] ( ص مرکب ) ترجمه صَحّاف. ( از آنندراج ). کسی که پیشه او جلد ساختن و جلد کردن دفتر و کتاب است.
جلدگر. [ ج ِ گ َ ] ( ص مرکب ) ترجمه صَحّاف. ( از آنندراج ). کسی که پیشه او جلد ساختن و جلد کردن دفتر و کتاب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اطوار ظهور تو بود ظاهر و باطن بر ظاهر تن جلدی و در باطن آن مخ
💡 محمدعلی سفری، قلم و سیاست، جلد اول، چاپ اول، تهران، نشر نامک، ۱۳۷۱.
💡 جلد اول ۹۳ صفحه مقدمه و ۶۳۸ صفحه متن کتاب را دربردارد.
💡 از این زور آزمائی سودشان چیست گناه جلد خون آلودشان چیست؟
💡 هین برو جلدی مکن سودا مپز که نتان پیمود کیوان را بگز