افتاب مهتاب

لغت نامه دهخدا

( آفتاب مهتاب ) آفتاب مهتاب. [ م َ ] ( اِ مرکب ) قسمی از آتش بازی که نور آن گاه سوختن بچند رنگ زند.

فرهنگ معین

( آفتاب مهتاب ) (مَ ) (اِمر. ) ۱ - نوعی وسیلة آتش بازی که به هنگام سوختن به چند رنگ درمی آید. ۲ - یکی از فنون کُشتی. ۳ - پُشتَک وارو زدن.

فرهنگ عمید

( آفتاب مهتاب ) ۱. نوعی آتش بازی که هنگام سوختن به چند رنگ درمی آید.
۲. (ورزش ) در کشتی، از فنون کشتی گیری.
۳. (ورزش ) نوعی وارو هنگام پریدن در آب و یا در ژیمناستیک.
۴. نوعی بازی کودکان که در آن دو نفر پشت در پشت هم بازوها را حلقه می کنند و به نوبت شعر خوانده و همدیگر را بلند می کنند.

فرهنگ فارسی

( آفتاب مهتاب ) ( اسم ) ۱ - قسمی آتش بازی که بهنگام سوختن بچند رنگ جلوه نماید. ۲ - یکی از فنون کشتی گیری در خاک است و معمولا بعد از سگک و کنده کشی ازین فن استفاده میشود. ۳ - نوعی از بازیهای کودکان است.
قسمی از آتش بازی که نور آن گاه سوختن بچند رنگ زند

جمله سازی با افتاب مهتاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آفتاب مهتاب چه رنگه؟ چقدر هر دو قشنگه

💡 یک عضو فراکسیون روحانیت مجلس پرسشی را مطرح کرد که آن را «سؤالی خواند که برای دوستان و همکارانش (در رابطه با مرگ سینا قنبری) پیش آمده‌است.» وی پرسش خود را این‌گونه مطرح کرد: «دستشویی (زندان) جایی نداشته و میله‌ای به سقف آویزان نبوده که قنبری از آن آویزان شود و خود را بکشد و فقط یک میله وسط دستشویی بوده، در این وضعیت سینا قنبری چگونه خودکشی کرده‌است؟» حسن نوروزی در پاسخ به این پرسش ادعا کرد که در هر ۱۰ هزار پرونده خودکشی یک پرونده مانند خودکشی سینا قنبری وجود دارد؛ وی ادعا کرد که در آن حالت فرد طناب یا وسیله‌ای را که با آن می‌خواهد به گردن خود می‌بندد و سپس کمر را خم می‌کند و به حالت آفتاب مهتاب که به بدن خود می‌دهد، ضربه به فک فرد می‌خورد و نخاع سریع قطع می‌شود.