ساریان
لغت نامه دهخدا
ساریان. ( اِخ ) نام شهری است در غرچه. ( حاشیه لغت اسدی نسخه نخجوانی ) ( اوبهی ) ( رشیدی ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ). شهری است از غرجستان. ( برهان ):
بسی خسرو نامور پیش از این
شده ستند زی ساری و ساریان.دیباجی ( از حاشیه لغت اسدی نسخه نخجوانی ).
ساریان. ( اِخ ) دهی است از دهستان شهرنو بالا ولایت باخزر بخش طیبات شهرستان مشهد، واقع در 75 هزارگزی شمال باختری یوسف آباد، جلگه و معتدل، آب آن از رودخانه و قنات، و محصول آن غلات است، 167 تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
نام شهرس است در غرچه
فرهنگ اسم ها
اسم: ساریان (دختر) (فارسی) (تلفظ: sariyan) (فارسی: ساریان) (انگلیسی: sariyan)
معنی: نام روستایی در نزدیکی مشهد
جمله سازی با ساریان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تادئوس ساریان (ارمنی: Թադևոս Սարյան؛ ۲۸ آوریل ۱۹۰۳ – ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۴) یک بازیگر اهل ارمنستان بود. وی بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۶۴ میلادی فعالیت میکرد.
💡 ساریان (زبان ارمنی: Սարյան), یکی از نامهای خانوادگی رایج در میان ارمنیان میباشد.
💡 ساریان علیا، روستایی از توابع بخش بالاولایت شهرستان باخرز در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 بسی خسرو نامور پیش ازین شدستند زی ساری و ساریان