روی داده

لغت نامه دهخدا

روی داده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) حادثه و اتفاق. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به روی داد شود.

فرهنگ فارسی

حادثه و اتفاق

جمله سازی با روی داده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین‌لرزه تالاررود مازندران در تاریخ ۰۱۹۳۵−۰۳−۰۵ ۵ مارس ۱۹۳۵ میلادی، برابر با ‎۱۴ اسفند ۱۳۱۳، ساعت ۱۰:۲۷:۰۰ به زمان یوتی‌سی در مازندران رخ داد. بزرگی آن ۶ در مقیاس ریشتر اعلام شده‌است. زمین‌لرزه به وقت محلی در روز سه‌شنبه، ساعت ۱۳٫۵ روی داده و منطقه زمانی آن یوتی‌سی +۳٫۵ بوده‌است.

💡 اگر تعیّن گرایی صادق باشد، در اینصورت اعمال ما پیامد قوانین طبیعت و رخدادهایی در گذشته‌های دورند. اما آنچه پیش از تولد ما روی داده‌ است، وابسته به ما نبوده‌است، همچنین است قوانین طبیعت. از این رو پیامدهای این امور (از جمله اعمال حال حاضر ما) وابسته به ما نیستند. (ص. ۵۶)

💡 روی داده جان بی تن سوی بالا چون دعا رای کرده جسم بی جان سوی پستی چون قدر

💡 برخی از اعمال انجام شده روی داده ساختارها به طوری است که برای یکی دو مورد از ورودی ها هزینه ی انجام عمل بسیار بالا ولی دربیشتر موارد هزینه به نسبت کمتری دارد.

💡 همین قصیده که یک چاشت روی داده مرا ز اهل نظم که گفته است در سنین و شهور؟

💡 چه روی داده که هستی قرین رنج و تعب چه روی داده که گردیده ای به غصه دچار؟

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
استمع یعنی چه؟
استمع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز