گل بستان افروز

لغت نامه دهخدا

گل بستان افروز. [ گ ُل ِ ب ُ اَ ] ( اِ مرکب ) شاهسفرم. ضیمران. تاج خروس.

فرهنگ فارسی

شاهسفرم ضیمران تاج خروس.

جمله سازی با گل بستان افروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر آن بستان اگر خندیده‌ای تو گل بستان جان و دیده‌ای

💡 گل بستان فروز دم نزند پیش رخسار او ز خوش نظری

💡 همه گنج جهان ماری نیرزد گل بستان او خاری نیرزد

💡 از گل بستان چو نازی پیش ما غیر کمخا در گلستان ورد نیست

💡 من ز آب دیده هر شب باز یاری کرده ام تا گل بستان وصلم دربر آمد صبحدم

💡 به گل گفت ای نگارستان خوبی رخ خوبت گل بستان خوبی

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز