گل اتشی

لغت نامه دهخدا

( گل آتشی ) گل آتشی. [ گ ُ ل ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) همان گل سرخ است که آنرا گل سوری نیز گویند. ( آنندراج ). گل که آنرا بهندی سداگلاب نامند و بعضی نوشته اند که همین گل سرخ است که از آن گلاب گیرند. ( غیاث ):
درین بهار چو پروانه و چو بلبل سوخت
گل چراغ و گل آتشی هزاران را.خواجه آصفی ( از آنندراج ).و از این بیت عبداﷲ وحدت قمی مستفاد میشود که گل آتشی سرخ نیمرنگ است که در عرف هند سداگلاب خوانندو او همیشه بشکفد و به صورت گل گلاب باشد. ( آنندراج ):
وفا و شرم مجو از بتی که رخ افروخت
که لاله عطر وگل آتشی گلاب ندارد.( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( گل آتشی ) همان گل سرخ است که آنرا گل سوری نیز گویند.

فرهنگستان زبان و ادب

گل آتشی
{Phlox} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از گُل آتشیان علفی چند ساله یا نیمه درختچه ای به ندرت یک ساله با حدود 50 گونه در امریکای شمالی و یک گونه در سیبری که اغلب آنها زینتی هستند؛ گل های آنها به ندرت منفرد و غالباً با گُل آذین انتهایی خوشه ای منشعب (panicle...

جمله سازی با گل اتشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسلمند ز دوزخ به حشر سوخته جانان که هیچ کس ز گل آتشی گلاب نگیرد

💡 بگشت باغ ز سرما نمی توان رفتن مگر دمی که ز گل آتشی فتد در خار

💡 کند میل، نخلش بآن سرکشی که دامن زند بر گل آتشی

💡 چهره گلگونه دار آب ندارد زآنکه گل آتشی گلاب ندارد

💡 با گل آتشی نمی جوشد نکهت از ربط خلق او بسیار

💡 از آن گل آتشی در دل فتادست چو آن بلبل که اندر گل فتادست

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز