لغت نامه دهخدا
گشت و گدایی. [ گ َ ت ُ گ ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) گردش برای گدایی.
گشت و گدایی. [ گ َ ت ُ گ ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) گردش برای گدایی.
گردش برای گدایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مؤ لف گويد: به ياد شهيدان خونين حجاج سال 1366 هجرى شمسى در مكه معظمه و بهياد آن حاجيه خانمى كه در آن مكان مقدس شهيد گشت و ديگر شهداء نوشته و تحرير شد.
💡 سويد در روز عاشورا قدم پيش گذاشت و جنگيد تا بدنش پر از جراحت شد و ازاسب نقش زمين گشت و به رو افتاد، لذا دشمن گمان كرد كه او كشته شده است.
💡 وزیر مذکور با جمعی از ملازمان خود در برابر نیروهای غریبشاه صفآرای گشت و از گرگین سلطان حاکم گسکر نیز کمک خواست.
💡 آب و نوری نیست کیتی راز سرما، گوئیا چشمه خورشید، جامد گشت و چشم مه ضریر
💡 پیرهن میبدرم دم به دم از غایت شوق که وجودم همه او گشت و من این پیرهنم
💡 هنگامى كه دعايش پايان يافت، ناگهان ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه به درون آنوارد شد و از ديد نظاره گران ناپديد گشت و سپس ديوار كعبه همچون حالتاوّل، به هم پيوست.