گسسته پشت

لغت نامه دهخدا

گسسته پشت. [ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ پ ُ ] ( ص مرکب ) بی مدد. بی پشت و پناه:
همی شدند به بیچارگی هزیمتیان
گسسته پشت و گرفته گریغ را هنجار.عنصری.

فرهنگ عمید

۱. شکسته پشت.
۲. [مجاز] بی پشت و پناه.

فرهنگ فارسی

بی پناه بی یار بی مدد: همی شدند به بیچارگی هزیمتیان گسسته پشت و گرفته گریغ را هنجار. ( عنصری )

جمله سازی با گسسته پشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در انتهای راستهٔ بازار قدیم و پشت مسجد جامع تون، آرامگاهی است مشهور به مزار، که متعلق به سلطان محمد و سلطان ابراهیم از نوادگان موسی بن جعفر است. معماری این بنا مربوط به دوره تیموریان است. گنبد این بنا، از دو پوستهٔ گسسته تشکیل شده و تنها گنبد تاریخی استان خراسان جنوبی است که با کاشی طرح‌دار تزئین شده است.

💡 اكنون پشت من شكست و تدبير و چاره من گسسته گشت و به روايتى اين اشعار انشاءفرمود:

💡 به هر حال اين در مورد كسانى است كه تمام خطوط ارتباطى خود را با خدا قطع كردهبودند، پيوندها را گسسته، و تمام دريچه هاى هدايت را به روى خود بسته بودند، ولجاجت و عناد و خيره سرى را به حد اعلى رسانده اند آرى اينها هرگز ايمان نخواهند آوردو راه بازگشتى ندارند چرا كه تمام پلها را در پشت سر خود ويران كرده اند.

💡 اكنون پشت من شكست و تدبير و چاره من گسسته گشت (646)

💡 جفای شانه که تاری گسسته زان سر زلف ز پشت دست به دندان گزیدنم بنگر

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز