گزند کردن

مترادف‌ها

آسیب رساندن، صدمه زدن

متضادها

سود رساندن، نفع رساندن

لغت نامه دهخدا

گزند کردن. [ گ َ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آسیب رساندن. ضرر زدن. ضور. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). ضیر. ( دهار ) ( منتهی الارب ). ضر. ( منتهی الارب ): آتش گرد او میگردید و گزند نمیکرد. ( تفسیر ابوالفتوح ).
ضعیفان را مکن بر دل گزندی
که درمانی بجور دردمندی.سعدی ( گلستان ).نه آفتاب مضرت کندنه سایه گزند
که هر چهار بهم متفق شوند ارکان.سعدی.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) آسیب رساندن صدمه وارد آوردن.

جمله سازی با گزند کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سقراط می‌گوید خدمت‌گزاری ما برای خدایان سودی به آنان در بر ندارد. اتیفرون دوباره پاسخ می‌دهد که از راه دعا و قربانی کردن دل خدایان را به دست می‌آوریم و آنان نیز در مقابل از گزند به جامعه و ویرانی خانه‌ها جلوگیری می‌کنند... نتیجهٔ این مدعای اوثوفرون این است که منظور از قربانی و دعا به‌دست آوردن دل خدایان است.

💡 اگر برنج روی دست کشاورزان مانده‌باشد، ممکن است باعث انبار کردن آن‌ها شود به‌طوری‌که حتی برنج‌ها را در فضای باز نگه می‌دارند و فقط یک پلاستیک بر رویش می‌کشند. روستاییان گیلان و مازندران برای نگه‌داری و انبار کردن ساقه‌های شالی از کندوج استفاده می‌کنند. در منطقه مغان برنج سفید که بیشتر از نوع رقم هاشمی هست را در کیسه‌های ۵۰ کیلویی در انبارها و شلتوک (جو) را روی چهارپایه‌های فلزی در بیرون از انبار قرار داده و می‌پوشانند تا از گزند موش‌های انبار در امان باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران