گزارش میدان مین
فرهنگستان زبان و ادب
{minefield report} [علوم نظامی] گزارش شفاهی یا الکترونیکی یا کتبی مرتبط با فعالیت مین گذاری خودی یا دشمن که در قالبی استاندارد و ازطریق سریع ترین وسیلۀ امنِ موجود ارائه می شود
ویکی واژه
گزارش شفاهی یا الکترونیکی یا کتبی مرتبط با فعالیت مینگذاری خودی یا دشمن که در قالبی استاندارد و ازطریق سریعترین وسیلۀ امنِ موجود ارائه میشود.
جمله سازی با گزارش میدان مین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچنین داریوش معمار روزنامهنگاری که سالها ساکن ماهشهر بوده در یک گزارش میدانی با اهالی شهرک جراحی داشته، شاهدان عینی مسلح بودن معترضان را رد کردند.
💡 واحد شناسایی پس از عملیات دقیق، گزارش میدان مین را به فرماندهی منطقه ارسال کرد تا از مسیرهای امن برای عبور نیروهای پیاده اطلاع حاصل کنند.
💡 با توجه به گزارش میدان مین که توسط تیمهای متخصص تهیه شده بود، عملیات پاکسازی در این منطقه حساس با دقت بسیار بالایی آغاز گردید.
💡 گزارش میدان مین نشان داد که در اطراف مرزهای شمالی، چندین منطقه جدید شناسایی شدهاند که نیاز به بررسی فوری توسط تیمهای مهندسی دارند.