گز الهی

لغت نامه دهخدا

گز الهی. [ گ َ ] ( اِ ) گزاکبری و آن چهل و یک انگشت است. ( آنندراج ) ( غیاث ).

جمله سازی با گز الهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو میدانی که من هیچم الهی ز هیچی این همه پس می چه خواهی

💡 الهی سخت بی‌برگم به ساز طاعت‌اندوزی همین یک الله الله دارم آن هم‌گر تو آموزی

💡 کس آگه نیست از سر الهی اسیرانیم از مه تا به ماهی

💡 که بنویسند بر این خط گواهی که می‌ترسم من از قهر الهی

💡 یا الهی داد من زینان ستان جملگی هستند اینجا عاصیان