گریز و اویز

لغت نامه دهخدا

( گریز و آویز ) گریز و آویز. [ گ ُزُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کر و فر. جنگ و گریز.

فرهنگ فارسی

( گریز و آویز ) ( اسم ) جنگ و گریز کر و فر.

جمله سازی با گریز و اویز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است می‌توان به جزیره گریز و کویگلی در استرالیا اشاره نمود.

💡 بخواست مرکب و از جای‌جست‌و بست‌کمر پی‌ گریز و به بدرود برگشاد دهن

💡 حاسدت را گو: گریز و ساقیت را گو: ریز ناصحت را گو: نشین و مطربت را گو: سرای

💡 دمِ گریز و درِ توبه می زند اکنون چو روزگارِ نزاریِ زار بر هم زد

💡 ز بس مجادله با هم کنند، بگریزد ز پا، توان گریز و ز دست، تاب جدال

💡 شب ز روز و روز از شب از مدار آسمان این همی جوید گریز و آن همی گیرد کنار

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز