💡 او خود به برخی اتهامات وارد بر خودش این گونه پاسخ گفتهاست: «سؤال: بعضی گمان کردهاند که شما دیوانه یا جادوگر هستید. چرا باید اینطور فکر کنند؟ جواب: اگر من برای درمان بیماری، دارویی را مصرف کنم که شما عکس آن را برای همان بیماری مصرف میکنید، آنگاه طبیعی است که شما مرا و من شما را دیوانه بپندارم؛ زیرا میبینید که من دارم عکس کار شما را انجام میدهم، بر عکس شما میاندیشم و حرکت میکنم… اما آنان که مرا ساحر و جادوگر میخوانند، میخواهند وجدان خود را خلاص و آسوده کنند. از این طریق میخواهند به خود تلقین کنند که هنوز حقند. آنان تعالیم مرا میشنوند و تحت تأثیر قرار میگیرند، دیگران را هم تحت این تأثیر میبینند. تغییر و تحولات را مشاهده میکنند. بیدار شدنها و گریان شدنها را، بنابراین با نیروی الهی مواجه میشوند، با تعالیم مقدس حق. اما با خود میاندیشند که اگر این تعالیم را بپذیرند، کاخ عظیمی را که در خودبینی خویش ساختهاند فرو میریزد و حقانیت کاذب و ظاهریشان فاش میشود. میبینند اگر تعالیم روح خدا را بپذیرند، منافعشان به خطر میافتد (و…) امّا از آنجا که نمیتوانند حقانیت تعالیم روح خدا را، قدرت دگرگونکنندهٔ کلام حق، و تجلّیات نیروی الهی را انکار کنند، بر آن برچسب میزنند. جادوگر، دیوانه، بدعتگذار و منحرفش میخوانند تا از عذاب وجدان خود بکاهند و به شکلی ساختهها و بافتههای منی خود را حفظ نمایند. آنها نیروی الهی را میبینند، اما جهت آن بر خلاف امیال خودخواهانهشان است پس به شخص تعلیم دهنده و به فردیت او حملهور میشوند…».