لغت نامه دهخدا
گرگ سیمین سم. [ گ ُ گ ِس ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از مردم غالب و قوی و پرزور و زیادتی کننده باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). || کنایه از دنیا و آسمان. ( آنندراج ).
گرگ سیمین سم. [ گ ُ گ ِس ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از مردم غالب و قوی و پرزور و زیادتی کننده باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). || کنایه از دنیا و آسمان. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صفا دارد ز بس اندام سیمین سمین او بریزد سیل آب گوهر از کوه سرین او