لغت نامه دهخدا
گروگان فرستادن. [ گ ِ رَ / رُو ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به رهن برای کسی فرستادن:
چو هر سه بدین نامدار انجمن
فرستی گروگان بنزدیک من.فردوسی.وز آن پس که آن کرده باشیم نیز
گروگان فرستیم و هر گونه چیز.فردوسی.رجوع به گرو شود.
گروگان فرستادن. [ گ ِ رَ / رُو ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به رهن برای کسی فرستادن:
چو هر سه بدین نامدار انجمن
فرستی گروگان بنزدیک من.فردوسی.وز آن پس که آن کرده باشیم نیز
گروگان فرستیم و هر گونه چیز.فردوسی.رجوع به گرو شود.
( مصدر ) چیزی را بعنوان رهن برای کسی فرستادن: وزان پس که آن کرده باشیم نیز گروگان فرستیم و هر گونه چیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیپلماسی در نهایت منجر به صدور قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت شد که خواستار توقف سریع تخاصم و بازگشت بدون شرط دو سر باز گروگان گرفته بود و تهیه سلاح برای حزبالله را برای هم ممنوع اعلام کرد. سه روز بعد در ۱۴ اوت ۲۰۰۶ آتشبس موقت اجرا شد و هر دو طرف نفس راحتی کشیدند چون اسرائیل دست از بمباران برداشت و حزبالله فرستادن موشک به شمال اسرائیل را متوقف کرد. اما اسرائیل محاصره هوایی و دریایی لبنان را ادامه داد تا از رسیدن سلاح به حزبالله جلوگیری کند. در ۸ سپتامبر ۲۰۰۶ هر دو نوع محاصره رفع شدند. طی آتشبس و بعد از آن چندین مورد نقض آتشبس نیز به ثبت رسید.
💡 کنگ یکی از شهرهای مهم توران است. اولین اشاره به «کنگ» در داستان سیاوش است و هنگامی است که افراسیاب پس از گردن نهادن بر فرستادن صد تن از خویشانشان به عنوان گروگان به ایران، لشکر بر گرفته به کنگ میرود. پس از آن چون سیاوش به توران میرود افراسیاب در شهر کنگ پیاده به پیشوازش میرود.