لغت نامه دهخدا
گره بر ابرو دیدن. [ گ ِ رِه ْ ب َ اَ دی دَ ] ( مص مرکب ) روی ترش دیدن. چهره عبوس دیدن:
بزندان قاضی گرفتار به
که درخانه دیدن بر ابرو گره.سعدی ( بوستان ).
گره بر ابرو دیدن. [ گ ِ رِه ْ ب َ اَ دی دَ ] ( مص مرکب ) روی ترش دیدن. چهره عبوس دیدن:
بزندان قاضی گرفتار به
که درخانه دیدن بر ابرو گره.سعدی ( بوستان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روی خود نظر کن، تا بلای عقل و دین بینی گره بر مشکها زن، تا کساد مشک چین بینی
💡 زره با گره بر بر پهلوی درفشان سر از مغفر خسروی
💡 هر خم از چین سر زلف گره بر گرهش که زهم باز کنی مشک تتارست آنجا
💡 مزن ز زلف زره وار او گره بر دل که زخم غمزه او تیر زهر پیکان است
💡 گره بر رخ زده چون زلف مشکین چو ابرو داد عرض لشکر چین