گره باز کردن

لغت نامه دهخدا

گره باز کردن. [ گ ِ رِه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گشودن. روا ساختن. انجام دادن:
گره تا میتوانی باز کن از کار محتاجان
چو بیکاران به ناخن گردن خود را مخار اینجا.صائب.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - گشودن گره را. ۲ - انجام دادن امری را روا کردن حاجتی را: گره تا میتوانی باز کن از کار محتاجان چو بیکاران بناخن گردن خود را مخار اینجا ( صائب )

جمله سازی با گره باز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهادت پر گره کردند از آغاز به یک یک دم شود یک یک گره باز

💡 ازکار دل به عشق گره باز می شود این دانهٔ سپند به آتش نثار کن

💡 نام‌های دیگر این نوع بافت: گره باز – گره سنه (senneh knot).

💡 از گره هیچ گره باز نگردد صائب چه گشادی شود از سبحه صد دانه مرا؟

💡 پس از گل کرد حرفی چند آغاز که ممکن نیست کردن این گره باز

💡 قدم رنجه فرما و بنشین به چشمم گره باز کن ابروی دلگشا را