لغت نامه دهخدا
گرفت کردن. [ گ ِ رِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن باشد. ( برهان ). || مالش دادن ساز، یعنی کاری کردن که نغمه ای لرزان به گوش آید. ( برهان ). رجوع به گرفت شود.
گرفت کردن. [ گ ِ رِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن باشد. ( برهان ). || مالش دادن ساز، یعنی کاری کردن که نغمه ای لرزان به گوش آید. ( برهان ). رجوع به گرفت شود.
۱ - ( مصدر ) اعراض کردن. ۲ - ( مصدر ) مالش دادن ساز تا نغم. لرزان بگوش آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فدراسیون بسکتبال فنلاند در فوریه سال ۱۹۳۹ تأسیس شد. چند ماه قبل فدراسیون فوتبال فنلاند تصمیم به اضافه کردن بسکتبال به کارنامه خود گرفت. فنلاند برای اولین بار در سومین حضور خود یعنی مسابقات قهرمانی اروپا ۱۹۳۹ در مسابقات قهرمانی اروپا به رقابت پرداخت. در دور نهایی، آنها ابتدا تلاش کردند و به هریک از ۷ تیم دیگر باختند.
💡 داعش مسئولیت حمله را بر عهده گرفت. یک رسانه مرتبط به گروه داعش اعلام کرد که پشت این حمله به سفارت عراق در پایتخت افغانستان داعش بوده است. بر اساس خبر رسانه داعش به نام اعماق ۷ نیروی امنیتی را قبل از استفاده از بمبهای چسبنده برای منفجر کردن دروازه ورودی سفارت کشتهاند.