گاو تازی

لغت نامه دهخدا

گاوتازی. ( حامص مرکب ) کنایه از غالب نمودن است خود را بر خصم و سخنان تهدیدآمیز گفتن و اشتلم نمودن و ترسانیدن باشد او را. ( برهان ):
ای بوی نمانده سنبل پرچین را
در باغ گلی نیست مرآن گلچین را
امسال حساب گاوتازی دگر است
گاو آمد و خورد دفتر پارین را.ظهوری ( از ذیل انجمن آرا ).ور گمان گاوتازی دارد اینک حاضرم
گر نمیتازی نمیدانم هم آهنگی مکن.عرفی ( از آنندراج ).مخفف آن گوتازی است. رجوع به همین کلمه شود. || لاف و گزاف نامردان در مقابل حریف. ( غیاث ).

فرهنگ عمید

اشتلم کردن و رجز خواندن و تهدید کردن دشمن: ور گمان گاو تازی دارد اینک حاضرم/ گر نمی تازی نمی دانم هماهنگی مکن (عرفی: لغت نامه: گاوتازی ).

فرهنگ فارسی

۱ - شغل و عمل گاو تاز. ۲ - غالب نشان دادن خود را بر دشمن و سخنان تهدید آمیز گفتن و اشتلم نمودن و ترسانیدن او را: ور گمان گاو تازی داری اینک حاضرم گر نمی تازی بمیدانم هم آهنگی مکن. ( عرفی ) ۳ - لاف و گزاف.

جمله سازی با گاو تازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنو فریدون با گرز گاو سار بر آر دمار نفس چو ضحاک تازی ریمن

💡 ابله از تن پروری آماس کرده همچو گاو خرده دان پیوسته همچون اسب تازی لاغر است

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز