ارزب

لغت نامه دهخدا

ارزب. [ اِ زَب ب ] ( ع ص ) کوتاه. ( منتهی الأرب ). کوتاه بزرگ. ( مهذب الاسماء ). کوتاه ستبر. || کلان. درشت. بزرگ. ستبر. ستبر درشت. || سخت. ( منتهی الأرب ). || ( اِ ) شرم زن یا شرم زن ستبر. زهارِ زن. ( منتهی الأرب ). برمگان زن.

فرهنگ فارسی

کوتاه درشت

جمله سازی با ارزب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای بسا عطلت ارزبان بودی عامل آسیای دندانم

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز