گاه گاه امدن

لغت نامه دهخدا

( گاه گاه آمدن ) گاه گاه آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) بندرت آمدن. آمدن در وقتی دون وقتی. اغباب. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( گاه گاه آمدن ) بندرت آمدن

جمله سازی با گاه گاه امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فصل زمستان و بهار منظره دلپذیری دارد، در وسط درواه جنگلهای از درخت کتهُ وجود دارد که گاه گاه جانوران مانند روباه و شغال و گراز در خود نگه می‌دارد.

💡 گـاه نـيـز گـفـتـه شـده اسـت كـه لمـم هـر گـونـه گـنـاه را اعـم از صـغـيـره و كـبـيـرهشـامل مى شود مشروط بر اينكه عادت نشده باشد، و گاه گاه اتفاق بيفتد، و انسان متذكرگردد و توبه كند.

💡 نرگس بیمار خود را گاه گاهی باز پرس زانک هم باشد طبیبانرا غم بیمار خویش

💡 صاحب کتاب گوهر مراد هم می‌گوید: روح پاک قابل فیض‌های الهی می‌شود و گاه گاهی یاد از وطن خود می‌نماید، روح نیز از قبر خود اطلاع دارد و از آن فیض‌هایی که خدا به او می‌دهد او هم به زائرین قبر خود خواهد داد.

💡 یکی آن که بازی و لهو و نظاره در وی چون گاه گاه باشد حرام نیست و در بازی زنگیان رقص و سرود بود.

💡 ناخوشیهایی که ما از ظلمت هجران کشیم گاه گاهی برق وصلی گر شود لامع خوش است