فرهنگستان زبان و ادب
{cake ice} [علوم جَوّ] تکه های صاف دریایخ بزرگ تر از یخ پار (brash ) با ظاهری موزاییکی و به هم فشرده
{cake ice} [علوم جَوّ] تکه های صاف دریایخ بزرگ تر از یخ پار (brash ) با ظاهری موزاییکی و به هم فشرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطربا پای فرو کوب و بزن چنگ بچنگ شیخ را گو زحد کیک بشلوار افتد
💡 خوب آدم بمیره طورکه مخلوق بگن ایها الناس کیکه مرد عجب آدم بود
💡 چرخ را با شرفش سنگ فتد در موزه کوه را با سخطش کیک فتد در شلوار
💡 گه دستیار اجنبیان گشته و به من چون کیک حملههای بسی منکر آورند
💡 او به ورزش علاقهٔ خاصی دارد و یوگا و کیکبوکسینگ ورزش روزانهٔ اوست.