کین گر
مترادفها
کینهتوز، انتقامجو، کینهخواه
متضادها
بخشنده، گذشتکننده، صلحجو
لغت نامه دهخدا
کین گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) کینه و عداوت تیز و افزون. ( آنندراج ). انتقام کشنده. منتقم. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
انتقام کشنده منتقم.
جمله سازی با کین گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روز و شب اختیار مهر کنند سال و مه آرزوی کین نکنند
💡 نگه کرد فرهنگ ز افراز کوه بدید آنکه آمد به کین آن گروه
💡 به کین سیاوش بریدم سرش برافروختم آتش از کشورش
💡 در روایتهای تاریخی، کین گر بودن گاهی به عنوان نشانهای از شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم، اما در عین حال به عنوان مایه تفرقه شناخته میشد.
💡 او که مردی کین گر و پرخاشگر بود، نمیتوانست حتی کوچکترین بیاحترامی را بدون پاسخ دادن و ایجاد تنش در محیط کار تحمل کند.
💡 تاریخ نشان میدهد که کین گرها اغلب در نهایت به تنهایی میمانند، زیرا دشمنیهای بیپایان آنها، پیوندهای انسانی و عاطفی را در زندگیشان از بین میبرد.