کیش فدا

لغت نامه دهخدا

کیش فدا. [ ش ِ ف ِ / ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه از کتب اخبار سلف معلوم می شود چنان است که قبل از این از اعاظم و اکابر که به جنگ می رفتند کیشی مرصع و مزین به جواهر می داشتند که اگر حال جنگ منقلب گردد و دشمن از پی ایشان درآید در وقتی که نزدیک شود جهت مشغولی او کیش مذکور را باز کرده بیندازند و ایشان را فرصت رفتن دست دهد. ( آنندراج ):
وقت هزیمت چو خصم، سر زده از بیم جان
گه ره و بی ره برید، گه کُه و گه در شکست
کیش فدا برگشاد راز نهان گفته ای
زهره در آن رزمگاه حقه زیور شکست
شاه بدان ننگریست، گفت که روز حنین
مال مهاجر گرفت، جیش پیمبر شکست. انوری ( دیوان چ نفیسی ص 47 ).رجوع به «کیس فدا»ذیل ترکیب های کیس شود.

جمله سازی با کیش فدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کیش فدا برگشاد راز نهان گفتیی زهره بر آن رزمگاه حقهٔ زیور شکست

💡 گر رفت در رهت، به فدای سر تو باد در کیش عاشقان، سر و سامان به نیم جو

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز