کیسه کردن
مترادفها
فریب دادن، گول زدن
لغت نامه دهخدا
کیسه کردن. [ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دلاکی کردن. ( آنندراج ). کیسه کشیدن در حمام. دلاکی کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). کیسه کشیدن. رجوع به کیسه کشیدن شود. || به مجاز، سرزنش کردن، چنانکه گویند: فلانی فلان را آن چنان کیسه کرده که تا حشر چرک در بدنش وجود نخواهد داشت. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - کیسه کشیدن در حمام دلاکی کردن. ۲ - سرزنش کردن.
جمله سازی با کیسه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهر بی مایه بزد کردن من معذور است کش وفا می نکند کیسه به ثمن ثمنم
💡 الف. مولدهای ولتاژهای کم (حسگرها): حسگرهای تصادف خودرو برای فعال کردن کیسههای هوا، حذف تداخلهای صوتی (نوری)، حسگرها متوقفکننده خودروها، حسگرهای ضدضربه، مثلاً برای موتورها حسگرهای تعیین سطوح مایعات و غیره.
💡 ور نداری نقداً اندر کیسه پول بوسه هم از تو توان کردن قبول
💡 همانگونه که پدرش به او آموخته، دکستر همواره برای قتلهایش از اتاقهایی مخصوص (تحت عنوان "اتاق کشتار") که آنها را سرتاسر با پلاستیک میپوشاند استفاده میکند و پس از انجام کار با تکهتکه کردن اعضای بدن مقتول، اجزا را درون کیسههای پلاستیکی قرار میدهد و در گلف استریمِ اقیانوس اطلس رها میکند تا احتمال ردیابی و دستگیریش را به کمینه برساند.