لغت نامه دهخدا
کچو مثقال. [ ک َ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پایین شهرستان اردستان. کوهستانی و معتدل. سکنه 1508 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
کچو مثقال. [ ک َ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پایین شهرستان اردستان. کوهستانی و معتدل. سکنه 1508 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
دهی است از دهستان پایین شهرستان اردستان در ۶ کیلومتری شمال اردستان کوهستانی و معتدل ۱۵٠۸ تن جمعیت محصول غلات خشکبار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجه تسمیه این روستا را اینگونه میدانند که نام روستا در ابتدا «کیهچو» بوده است. این نام مرکب از «کیه» (بر وزن دیه) و «چو» (بر وزن او) میباشد. در زبان گبری، «کیه» به معنی خانه و «چو» علامت تصغیر میباشد که در نهایت به معنی خانه کوچک تعبیر میشود. عنوان کیهچو به مرور زمان به کچو تبدیل میشود. به سبب آنکه بنای نخست روستا بسیار مختصر و کوچک بوده و آب روستا هم از فرط کمی، به طور مثقالوار توزیع میگردیده است، به این نام منسوب شده است.