کون و پیزی

لغت نامه دهخدا

کون و پیزی. [ ن ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آمادگی داشتن برای کار. لیاقت کاری را داشتن: فلان کس کون و پیزی کار کردن ندارد. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).

فرهنگ فارسی

آمادگی داشتن برای کار. لیاقت کاری را داشتن

جمله سازی با کون و پیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاها ملکا دادگرا مُلک‌ستانا ای‌ کایتِ حُکمت به‌همه‌ کون و مکان رفت

💡 از درِ خویش خدایا به بهشتم مفرست که سرِ کویِ تو از کون و مکان ما را بس

💡 [هر چند]دو جهان در من میگنجد، من در این جهان نمی‌گنجمگوهر لامکان منم، در کون و مکان نمی‌گنجم

💡 از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیان ای شاهد رویت نهان در پرده کون و مکان

💡 از آن زمان که سراپرده معالی او ورای منظر کون و مکان گرفته مقام

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز