لغت نامه دهخدا
کوره سواد. [ رَ/ رِ س َ ] ( اِ مرکب ) مایه اندکی از خواندن و نوشتن. خواندن و نوشتن کم بی علم و دانشی دیگر. خواندن و نوشتنی کم. نیمه سواد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوره سواد. [ رَ/ رِ س َ ] ( اِ مرکب ) مایه اندکی از خواندن و نوشتن. خواندن و نوشتن کم بی علم و دانشی دیگر. خواندن و نوشتنی کم. نیمه سواد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
( ~. سَ ) (اِ. ) سواد اندک.
مایه اندکی از خواندن و نوشتن. خواندن و نوشتنی کم.نیمه سواد
سواد اندک.
💡 -پسرم رسم ما نیست که در مقابل راهنمایی مسافرین بخصوص وقتی که غریب و میهمان هم باشند احر و مزدی بگیریم. من تمام راه های این حدود و کلیه آبادی ها و کوره راه ها را تا ری و سواد قدم به قدم می شناسم. هر اطلاعی بخواهی با کمال میل میدهم اما شما که میگویید قصد سبزوار را دارید. از این جا تا شهر سبزوار بیش از ۳ ساعت راه نیست. با این اسبهای جوان و پرطاقتی که شما دارید زودتر از این مدت هم میتوانید برسید.