کور فهم

متضادها

تیز فهم

لغت نامه دهخدا

کورفهم.[ ف َ ] ( ص مرکب ) کورباطن. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). دیرفهم. کندفهم. کودن. رجوع به کورباطن شود.

فرهنگ فارسی

کند فهم کم هوش کور دل: مدار چشم ازین کور باطنان انصاف که گشته است بعنقا هم آشیان انصاف. ( صائب )

جمله سازی با کور فهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از خیال و عقل و فهم این برترست اندرین ره بوعلی کور و کرست

💡 برخورد با افراد کور فهم که حاضر به پذیرش واقعیت‌های علمی و منطقی نیستند، بسیار دشوار و طاقت‌فرسا است.

💡 او با دیدگاه‌های کور فهم خود، مانع از پیشرفت و توسعه پروژه‌های خلاقانه‌ای شد که برای شرکت بسیار مفید بود.

💡 نباید با نگاهی کور فهم و تعصب‌آمیز به فرهنگ‌های دیگر نگریست، زیرا این کار باعث ایجاد ناهماهنگی‌های اجتماعی می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران