کوتاه ساختن

لغت نامه دهخدا

کوتاه ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) کم کردن درازی چیزی. ( فرهنگ فارسی معین ):
زبان خامه را کوتاه سازم از سر نامه
که در عرض شکایاتم حکایت گشت طولانی.وحشی ( از فرهنگ فارسی معین ).تمریط؛ کوتاه ساختن آستین جامه را چندانکه همچو چادر گردد. ( منتهی الارب ). || مختصرکردن. || قطع کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱ - کم کردن درازی چیزی: زبان خامه را کوتاه سازم از سر نامه که در عرض شکایاتم حکایت گشت طولانی. ۲ - مختصر کردن. ۳ - قطع کردن.

جمله سازی با کوتاه ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جیلو پونته‌کوروو فیلمساز معتبر و تقریباً کم‌کار ایتالیایی در یک خانواده ثروتمند یهودی به دنیا آمد بعد از تحصیل در رشتهٔ شیمی، کارش را به عنوان خبرنگار روزنامه‌های ایتالیایی در پاریس آغاز می‌کند. در ۱۹۳۸ به خاطر جو ضدیهودی در ایتالیا به پاریس فرار کرد و در ۱۹۴۱ به حزب کمونیست پیوست. بعد به عنوان رهبر گروه پارتیزانی ضدفاشیستی میلان به ایتالیا بازگشت. در میلان با روزنامه چپگرای اونیتا به همکاری پرداخت. پس از جنگ سردبیری روزنامه کمونیستی پاتوگلیا را به عهده گرفت. در این هنگام بود که بین او و پیکاسو و ژان پل سارتر دوستی عمیقی به وجود آمد. پونته‌کوروو با دیدن فیلم «پائیزا» «روبرتو روسلینی» جذب سینما شد و به ساختن فیلم‌های کوتاه نئورئالیستی و فیلم‌های مستند با دوربین ۱۶ میلی‌متری خود پرداخت.

💡 /tâši /هرس کردن درخت>ایرانی باستان*taš-» ساختن، شکل‌دادن، بریدن «>‌هندو اروپایی ktet» شکل‌دادن، ساختن از طریق بریدن «(چئونگ،۲۰۰۷:۳۸۵.)بسنجید با: اوستاییtaš-»، ساختن بریدن «(بارتلمه ۱۹۰۴:۶۴۴) سنسکریتtaks-» شکل‌دادن، خلق کردن؛ بریدن «(ویتنی۱۸۸۵:۵۹)فارسی میانهٔ زردشتیtāšīdan ,tāš-» بریدن، تراشیدن، آفریدن «(مکنزی۱۳۷۹:۱۴۶)، ختنیttäš-» بریدن «(امریک۱۹۶۸:۳۸)، سغدیtaš-» بریدن، تراشیدن «(قریب ۱۳۷۴:۹۵۰۰)، فارسی» تراشیدن، تراش- «. /tâši / در گویش اردلانی و کردی در نقش در فعل tâši» پیراستن، کوتاه کردن، تراشیدن «