کهنه خر

لغت نامه دهخدا

کهنه خر. [ ک ُ ن َ / ن ِ خ َ ] ( نف مرکب ) کهنه خرنده.خرنده اثاث کهنه. خُلْقانی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). خریدار اسباب و وسایل مستعمل و دست دوم.

فرهنگ فارسی

کهنه خرنده ٠ خرند. اثاث کهنه ٠ خریدار اسباب و وسایل مستعمل و دست دوم ٠

جمله سازی با کهنه خر

💡 نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد شرابی نیست امّا این سفال کهنه، بو دارد

💡 چاپین که در سال ۲۰۰۸، ۷۶ ساله شد، دانش‌آموختهٔ کالج میدلبری واقع در میدلبری، ایالت ورمانت است. وی کهنه‌سرباز یگان مالی ارتش ایالات متحده آمریکا نیز بوده‌است.

💡 چاره‌جویان را نمی‌دادیم صائب درد سر دردهای کهنه‌ی هم را دوا بودیم ما

💡 آمدم تا سر گشایم باده‌های کهنه را تا نماند در میان عاقلان یک هوشیار

💡 تا روی تو را دیدم من همچو گل تازه گشتم خرف و کهنه ار تازه نمی‌دانم

زبان مادری یعنی چه؟
زبان مادری یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز