کهن کردن
مترادفها
قدیمی کردن، کهنه کردن
متضادها
نو کردن، تازه کردن
لغت نامه دهخدا
کهن کردن. [ ک ُ هََ / هَُ ک َ دَ ] ( ص مرکب ) پیر کردن:
دیر بماندم در این سرای کهن من
تا کهنم کرد صحبت دی و بهمن.ناصرخسرو.رجوع به کهن شدن شود. || فرسوده کردن. از کارآمدگی چیزی کاستن:
بر کهن کردن همه نوها
ای برادر موکل است دهور.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
پیر کردن یا فرسوده کردن ٠
جمله سازی با کهن کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروهی معتقدند که رابطهٔ بین متون کهن و ادبیّات امروزی یکسویه است و نباید ارزش متون کهن را با امروزی کردن آن از بین برد. «صاحب نظران، تئوریهای متفاوتی نسبت به مقوله ادبیّات کودک دارند؛ گروهی آن را ابزار آموزش شمردهاند و ارائه جنبههای اخلاقی و تربیتی را در اولویت این تعریف قرار دادهاند»
💡 بر اساس برخی روایتها، مفهوم به هم زدن بادهها به نگرانی در مورد مسموم بودن نوشیدنی برمیگردد. دفترچه الکل و فرهنگ باور دارد که بهسلامتی نوشیدن احتمالاً بر گرفته از رسم کهن ساغرریزی یا اهدای شراب به خدایان و طلب سلامتی یا زندگی دراز از خداوند کردن بودهاست.