کهن کار

لغت نامه دهخدا

کهن کار. [ ک ُ هََ / هَُ ] ( ص مرکب ) کهنه کار. باتجربه. که در کاری تجربه و سابقه ممتد دارد:
کهن کاران سخن پاکیزه گفتند
سخن بگذار، مروارید سفتند.نظامی.رجوع به کهنه کار شود.

فرهنگ فارسی

کهنه کار ٠ با تجربه ٠ که در کاری تجربه و سابق. ممتد دارد ٠

جمله سازی با کهن کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در منابع کهن تاریخی از کارون با نام دجیل اهواز یاد شده‌است.

💡 کهن دار دستور و فرزانه رای به هر کار یکتا دل و رهنمای

💡 نخستین ستون‌های زن‌پیکر که در آسیای میانه به کار رفته‌است از شهر کهن پنجکنت در تاجیکستان امروزی به دست آمده‌است.

💡 ای دل چو غم نوت دهد چرخ کهن چون کار ندیدگان مشو بی‌سر و بن

💡 تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شد آستین بر آتش من کار دامن می‌کند