کهن سلسله

لغت نامه دهخدا

کهن سلسله. [ ک ُ هََ /هَُ س ِ س ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) زندانی کهنه. ( آنندراج ). آنکه مدتی دراز به زنجیر بسته باشد:
بهر ضبط من مجنون که کهن سلسله ام
فتنه از گیسوی او سلسله خواه است امشب.محتشم کاشانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

زندانی کهنه ٠ آنکه مدتی دراز به زنجیر بسته باشد ٠

جمله سازی با کهن سلسله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر ضبط من مجنون که کهن سلسله‌ام فتنه از گیسوی او سلسله خواهست امشب

💡 بس غلغله در طارم چرخ‌ کهن افکن صد سلسله از مشک به جرم قمر انداز

سرچر کردن یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز