کنایه از صفت
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] کنایه از صفت به ذکر یک صفت، و اراده صفت لازم آن اطلاق می شود.
«کنایه از صفت» از اقسام کنایات، و آن کنایه ای است که با آن، خود صفت خواسته می شود و مقصود صفت معنوی است؛ مانند: شجاعت، کرم، جمال و غنا، نه خصوص صفت نحوی.
توضیح
در این نوع کنایه، صفتی ذکر می شود و صفت مقصود و مورد نظر پوشیده می ماند؛ مانند: (فاصبح یقلب کفیه علی ما انفق فیها وهی خاویة علی عروشها)؛ «و او به خاطر هزینه ای که در آن کرده بود، دست (حسرت) بر دست می زد و آن باغ در و دیوارهایش فروریخته بود». دست بر دست زدن، کنایه از پشیمانی و اندوه است؛ زیرا شخص پشیمان و غمگین معمولا چنین می کند.
عناوین مرتبط
کنایه از موصوف؛کنایه از نسبت.
جمله سازی با کنایه از صفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاوازاکی تخلص ساگاوا، از شخصیتهای چپ و به معنی رودخانه (احتمالاً کنایه از کرانه چپ رود سن) را برای خود انتخاب کرد.
💡 کلمه ملاحم، جمع «مَلحَمه» است و از دو ریشه گرفته میشود، گرچه بازگشت هر دو ریشه به یک اصل است: یکی چسبندگی و دیگری گوشت. اگر از ریشه اول گرفته شود، به معنای سختی نبرد است که در آن جنگجویان به همدیگر گلاویز میشوند و اگر از ریشه دوم گرفته شود به معنای قتلگاه است، کنایه از اینکه گوشت بدن انسانها در آن میریزد. در هر صورت مراد از ملحمه در اینجا، حوادث و جنگهای خونینی است که در آینده رخ میدهد.
💡 در برخی روایات از نوشتهٔ میان دو چشم دجّال سخن به میان آمده که احتمال دارد کنایه از ثبوت و وضوح کفر دجّال باشد.