کن ترک
لغت نامه دهخدا
کن ترک. [ ک ُت َ رَ ] ( اِ مرکب ) نوعی بیماری در کرم ابریشم که بن تن او ترکد و میرد. قسمی بیماری کرم ابریشم که شکاف و ترکی در اسفل تن وی پدید آید. بیماری کرم پیله راگویند که در مخرج سفلای وی ترکد. مرضی در کرم قز که از خوردن برگ تر ( رطوبت دیده ) زاید و قبل از تنیدن از ته می ترکد و می میرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
نوعی بیماری در کرم ابریشم که بن تن او ترکد و میرد. مرضی در کرم قز که از خوردن برگ تر زاید و قبل از تنبدن از ته می ترکد و میمیرد.
جمله سازی با کن ترک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترک جفا زیاده ز حد نقص دوستیست این عهد اگر شکسته نگردد نبسته به
💡 زاهدان را ره نمود از مرگ و برگ اختیار خویش کرده ترک ترک
💡 اگر خمش کنمی راز عشق فهم شدی وگرچه خلق همه هند و ترک و کردندی
💡 گفتم بعقل دوش که ترک ادب بود کز وصل او بجویم درمان خویش را
💡 وز بر آن نوبتی خیمهٔ ترکی که هست خونی خنجر گزار، صفدر آهن کمان