کمین زدن
مترادفها
کمین کردن، در کمین نشستن، پنهان شدن
متضادها
آشکار شدن، رو در رو قرار گرفتن
لغت نامه دهخدا
کمین زدن. [ ک َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کمین کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
خاک درچرخ برین می زند
چرخ میان بسته کمین می زند.نظامی.فتنه به گوشه های دو چشمت نهان شده ست
آفت به کنجهای دهانت کمین زده ست.امیرخسرو( از آنندراج ذیل کمین ).و رجوع به کمین کردن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کمین کردن فتنه بگوشه های دو چشمت نهان شدست آفت بکنجها ی دهانت کمین زده است. ( امیر خسرو )
جمله سازی با کمین زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قصد از کمین، برهم زدن نظم دشمن کلاسیک، کاهش نیروی دشمن، و تضعیف روحیه آنها است. در برخی موارد سعی میشود دشمن به سمت مورد نظر هدایت شود.
💡 اونیاتی با قتلعام آکوما در ۱۵۹۹ میلادی، بدنام است. پس از مشاجرهٔ که منتهی به کمین زدن و مرگ سیزده اسپانیای از جمله برادرزاده/خواهرزاده اونیاتی خوان دی زالدیوار به دستان مردم آکوما شد، اونیاتی دستور انتقام وحشی را بر علیه پوئبلو آکوما [دهکده سرخپوستان] صادر کرد. این پوئبلو کاملاً ویران شد. حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ مرد آکوما به قتل رسیدند.