کمر بندگی

لغت نامه دهخدا

کمربندگی. [ ک َ م َ ب َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب )مستعد بودن و مهیا شدن برای خدمت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مستعد بودن و مهیا شدن برای خدمت

جمله سازی با کمر بندگی

💡 بسته است بلاغت کمر و دست، فصاحت در بندگی نطق گهربار نعیم است

💡 چون مور مدتی کمر بندگی ببند دیگر ز روی دست سلیمان، و ساده کن

💡 تاج سپهر تا کمر بندگی زند هم در سرای خوب تو بشکسته تاج را

💡 بگشا کمر ناز و قصب پوش بتان بین در بندگی خویش چو نی بسته کمرها

💡 وقت است که در بر رخ اغیار ببندم وز جان کمر بندگی یار ببندم

گروهبان یعنی چه؟
گروهبان یعنی چه؟
گچ یعنی چه؟
گچ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز