کم طالع
مترادفها
بدشانس، بیشانس
متضادها
خوشطالع، خوششانس
فرهنگ عمید
کم بخت، بدبخت.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کم بخت بد بخت مدبر.
جمله سازی با کم طالع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شکوه از کجروی طالع وارون چه کنم؟ اژدها می شود این مار ز افسون چه کنم؟
💡 گر دلیلی باید این را طالع او بس دلیل ور گواهی باید آن را طینت او بس گوا
💡 هوشنگ طالع معتقد است عباس میرزا از دانش، شجاعت و مدیریت لازم برای فرماندهی برخوردار نبود و نیز پس از شکست دچار تزلزل روحی میشد.
💡 طالع و برخی از همفکرانش در سال ۱۳۸۳ و به دنبال ائتلاف حزب پان ایرانیست با حزب دموکرات کردستان ایراناز این مجموعه جدا شده و حزب پانایرانیست (هیئت اجرایی / هاج) را ایجاد کردند.
💡 6- ((اسفرملوائين )) يا ((اسفارمالاشيا))، درباره حوادث آينده و پيشگوئى و آيندهنگرى نوشته شده است و علماء اين مذهب از اين كتاب سعد و نحس ايام و بخت و طالع افرادرا باز مى يابند.
💡 کسی را کو سواد زلف روشن شد گمان دارم تواند خواند خط سرنوشت طالع ما را
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیت کم طالع معمولاً با سختیها و مشکلات بیپایانی روبرو میشد که باعث میشد خوانندگان با او احساس همدلی و ترحم عمیقی داشته باشند.
💡 او با وجود تمام تلاشها و پشتکاری که در کار خود داشت، انگار فردی کم طالع بود که همیشه در آخرین مرحله با مانعی غیرمنتظره روبرو میشد.
💡 برخی معتقدند که فرد کم طالع تنها کسی نیست که بدشانسی میآورد، بلکه کسی است که نمیتواند از فرصتهای پیش آمده در زندگی خود به درستی استفاده کند.