فرهنگ عمید
کم بخت، بدبخت.
کم بخت، بدبخت.
( صفت ) کم بخت بد بخت مدبر.
💡 شکوه از کجروی طالع وارون چه کنم؟ اژدها می شود این مار ز افسون چه کنم؟
💡 گر دلیلی باید این را طالع او بس دلیل ور گواهی باید آن را طینت او بس گوا
💡 هوشنگ طالع معتقد است عباس میرزا از دانش، شجاعت و مدیریت لازم برای فرماندهی برخوردار نبود و نیز پس از شکست دچار تزلزل روحی میشد.
💡 طالع و برخی از همفکرانش در سال ۱۳۸۳ و به دنبال ائتلاف حزب پان ایرانیست با حزب دموکرات کردستان ایراناز این مجموعه جدا شده و حزب پانایرانیست (هیئت اجرایی / هاج) را ایجاد کردند.
💡 6- ((اسفرملوائين )) يا ((اسفارمالاشيا))، درباره حوادث آينده و پيشگوئى و آيندهنگرى نوشته شده است و علماء اين مذهب از اين كتاب سعد و نحس ايام و بخت و طالع افرادرا باز مى يابند.
💡 کسی را کو سواد زلف روشن شد گمان دارم تواند خواند خط سرنوشت طالع ما را