کلیم ا
لغت نامه دهخدا
کلیم ا. [ ک َ مُل ْ لاه ] ( اِخ ) لقب حضرت موسی. ( ناظم الاطباء ). کلیم. لقب موسی علیه السلام. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
صد هزاران طفل سر ببریده شد
تا کلیم اﷲ موسی دیده شد.عطار.... و لقب او ( موسی ) کلیم اﷲ. ( تاریخ گزیده چ نوایی ص 38 ).
و رجوع به کلیم و موسی شود.
جمله سازی با کلیم ا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داغ میماند کلیم ار لالهزار از دست رفت هرچه دشوارست ما بر خویش آسان میکنیم
💡 تا دیدهای به گلشن رخسار او کلیم همچون نسیم نکهت گل با نگاه ماست
💡 داوود شیرازی٬ نوازندهٔ سرشناس تار در دوران قاجار٬ اهل ایران بود. او از مشهورترین موسیقیدانان کلیمی در ایران بوده است.
💡 گر از عصای کلیم اوفتاده دل در خوف زتو بهر طرفی رسته نخلهای رجاست
💡 بس که میمیرد برای خشم و ناز او کلیم عندلیب غنچههای چین ابرو میشود