کله گیر
مترادفها
لجباز، کلهشق
متضادها
مطیع، فرمانبردار
لغت نامه دهخدا
کله گیر. [ ک ُ ل َه ْ ] ( نف مرکب ) مأبون. ( آنندراج ). مخنث و ملوط. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کله گیری شود.
فرهنگ فارسی
مابون.مخنث و ملوط
جمله سازی با کله گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای کله دست گیر که وقت عنایت است کز جور اشتها به تو آورده ام پناه