لغت نامه دهخدا
کله ساختن. [ ک ِل ْ ل َ / ل ِ ت َ ] ( مص مرکب ) کله بستن. کله زدن:
بر آن آشیان رفت و سر برفراخت
تو گفتی ز دیبا یکی کله ساخت.اسدی.و رجوع به کله [ ک ِ ل ل َ ] و کله بستن و کله زدن شود.
کله ساختن. [ ک ِل ْ ل َ / ل ِ ت َ ] ( مص مرکب ) کله بستن. کله زدن:
بر آن آشیان رفت و سر برفراخت
تو گفتی ز دیبا یکی کله ساخت.اسدی.و رجوع به کله [ ک ِ ل ل َ ] و کله بستن و کله زدن شود.
کله بستن. کله زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول تولید، لینچ روشی را آزمایش کرد که طی آن، مکالمهای را که از لحاظ آوایی از آخر گفته شده، ضبط و صدای آن را برعکس پخش کرد. گرچه این روش در کلهپاککن استفاده نشد، لینچ در «قسمت ۲» مجموعه تلویزیونی توئین پیکس (۱۹۹۰) آن را بهکار گرفت. لینچ همچنین در زمان ساختن فیلم به درونپویی متعالی علاقمند شد، رژیم غذایی گیاهخواری اختیار نمود و سیگار و الکل را ترک کرد.