کف افکندن

لغت نامه دهخدا

کف افکندن. [ ک َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کف دهان را بیرون انداختن. ( فرهنگ فارسی معین ):
معجر سر چو زان برهنه کنی
خشم گیرد کف افکند ز دهان.
طاهربن فضل ( لباب الالباب چ نفیسی ص 28 ).
|| بمجاز، خشمگین شدن. غضب کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - کف دهان را بیرون انداختن: ( معجر سر چو زان برهنه کنی خشم گیرد کف افکند ز دهان ). ( طاهر بن فضل ) ۲ - خشمگین شدن غضب کردن.

جمله سازی با کف افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس نوبت پود افکندن است همه نیتش زود افکندن است

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز