کشیده تر
متضادها
کوتاهتر
لغت نامه دهخدا
کشیده تر. [ ک َ / ک ِ دَ / دِ ت َ ] ( ص تفضیلی ) درازتر. طویل تر:
درازترز غم مستمند سوخته دل
کشیده تر ز شب دردمند خسته جگر.فرخی.سرو سهیش کشیده تر شد
میگون رطبش رسیده تر شد.نظامی.صف صفدران از یمین و یسار
کشیده تر از کاکل و زلف یار.ظهوری ( از آنندراج ).
جمله سازی با کشیده تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دولت تو منجم بدو کشیده رقم به همت تو مهندس برو نهاده طناب
💡 ای تیغ بر کشیده چو مردم کشندگان زنجیر تو به گردن گردن کشندگان
💡 گشاده مهر تو چون ابر چشمهای امید کشیده کین تو چون برق دشنهای هراس
💡 ز حاجیان تو در حیرتم که پیوسته کشیده اند کمان بر دو جادوی بیمار
💡 منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای در عالمی و پای ز عالم کشیده ای