لغت نامه دهخدا
کشورنواز. [ ک ِش ْ وَ ن َ ] ( نف مرکب ) نوازنده مردم کشور. کنایه از عادل. کنایه از رعیت پرور:
فرستاد کس شاه کشورنواز
به یک جایشان آشتی داد باز.اسدی.
کشورنواز. [ ک ِش ْ وَ ن َ ] ( نف مرکب ) نوازنده مردم کشور. کنایه از عادل. کنایه از رعیت پرور:
فرستاد کس شاه کشورنواز
به یک جایشان آشتی داد باز.اسدی.
نوازنده مردم کشور. کنایه از عادل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۷، دادگاه عالی پاکستان بر اساس جزئیات و مطابق با بند ۶۲ و ۶۳ قانون اساسی این کشور، که نمایندگان این کشور باید با مردم صادق و امین باشند؛ رأی به رد صلاحیت شریف دادند. در نتیجه، صلاحیت نواز شریف بهعنوان نمایندهٔ پارلمان رد شد و به همین دلیل او دیگر نمیتواند بهعنوان نخستوزیر به فعالیت بپردازد.